قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3679
تاريخ الفي ( فارسى )
در آن روز مغولان در حضور چنگيز خان آنچنان كارزار كردند كه چشم سپاه خوارزمشاه و اهالى سمرقند بترسيد ، بنابراين ، روز سيم على الصباح در اثناى آنكه از طرفين جنگ درگرفته بود ، ناگاه قاضى و شيخ الاسلام با گروهى از اعيان شهر دروازهء عيدگاه را گشاده ، به بندگى چنگيز خان رسيده ، از وى عهد و پيمان گرفته ، جمعى از مردم چنگيز خان را همراه خود برده ، شروع در خراب كردن فصيل كردند . و چون لشكر چنگيز خان به شهر سمرقند درآمد « 1 » ، زنان و مردان را از شهر بيرون كردند و صد نفر را به يك مغول حواله كردند . و قاضى و شيخ الاسلام و متعلّقان ايشان را بهواسطهء قولى كه به ايشان كرده بود ، از بيرون آمدن معاف داشت و قريب به پنجاه هزار آدمى كه به حمايت ايشان مصون و محفوظ ماندند . و در اين اثنا فيلبانان فيلان را به خدمت چنگيز خان آورده طلب طعمه نمودند . چنگيز خان فرمود كه « فيلان را به صحرا رها دهيد تا براى خود طعمه بههم رسانيده باشند . » آخر الأمر تمام فيلان از گرسنگى در آن صحرا هلاك شدند و كسى به ايشان مطلقا نپرداخت . بعد از آن روى به قلعه آورده روز ديگر اهالى قلعه را بالتّمام دستگير نمودند . غير از الپار خان كه از آن ميان « 2 » با هزار نفر خود دل از جان برگرفته قبل از آنكه مغولان قلعه را مسخّر نمايند ، شبى برآمد و خود را بر لشكر مغول زده از ميان ايشان به سلامت بيرون رفت . و غير از وى هيچ احدى از آن صد و ده هزار مرد جنگ نكرد ، مگر پهلوان نام شخصى كه او روزى كه مغولان به قلعه درآمده تمامى مردم را دستگير نمودند با هزار نفر اتّفاق نموده به مسجد جامع قلعه درآمده شروع در جنگ كرد و چند نفر از مغولان را به قتل رسانيد . آخر الأمر اطراف و جوانب مسجد را آتش انداختند تا آنكه آن جماعت در آتش سوختند . بعد از آن مردم قلعه را بالتّمام به صحرا راندند و تركان را از بازرگانان ( تاژيكان ) جدا ساختند . بعضى را دهه و بعضى را صده كرده همهء ايشان را به شكل مغولان نغوله « 3 » و كاكل راست كردند و تمامت قانقليان را كه زياده از سى هزار نفر بودند و مقدّم ايشان برشماس خان « 4 » و طغاى خان و سرسيغ خان و اولاغ خان با چند نفر از امراى خوارزمشاهيه را به قتل آوردند . و روز ديگر از باقى مردم شهر سمرقند سى هزار مرد « 5 » را به اسم پيشهورى معين گردانيده بر پسران و خواتين و امرا قسمت كرده و سى و سه هزار ديگر را بر سبيل حشر نامزد فرمود ، و بعضى از آنها را با خود همراه به خراسان بود ، و بعضى را همراه پسران به خوارزم فرستاد و بقيه از اكابر و اعيان و پسران را رخصت داد كه در سمرقند به حال خود باشند ، امّا به
--> ( 1 ) . عاشوراى 617 هجرى . ( 2 ) . متن : غير از الب خان نام مردى كه از آن ميان . ( 3 ) . نغوله : زلف خوبان . ( 4 ) . متن : شمس خان . ( 5 ) . متن : سه هزار مرد . - جامع التواريخ و تاريخ جهانگشاى جوينى .